فرو. [ ف َرْوْ ] (ع اِ) پوستین . ج ، فِراء. (منتهی الارب ). چیزی شبیه جبه که از پوست حیوانات چون خرگوش و روباه و سمور دوزند. ج ، فراء. (اقرب الموارد).
جامهای که از پوست برخی جانوران مانند روباه و سمور میدوختند؛ پوستین.
۱. پایین، زیر، درون (در ترکیب با کلمۀ دیگر): فروافتادن، فروخوردن.
۲. (اسم، صفت) [قدیمی] پایین.
۳. (صفت) [قدیمی] حقیر؛ پست؛ کوچک.
(فَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - پوستین ، پوستین روباه . 2 - جامه ای که از پوست جانوران سازند؛ ج . فِراء.
(فُ) (ص ) 1 - پایین . 2 - به سوی پایین . 3 - به سوی درون یا ژرفا. 4 - دارای وضع یا حالت زیردست .
فرو پست نشیب پایین
پایین، تو، داخل، دخول، فرود ≠ فرا