Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ فرموده آمدن

تلفظ بین المللی : /farmˈuːdeː ɑmˈadan/ تلفظ :‌ [faRm'u:de: Am'adan]
لغت نامه دهخدا
  • فرموده امدن
  • فرموده
  • فرموده شدن
  • کار فرموده
  • از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
  • جامه ٔ فرموده
  • راستی فرمودن
  • رجعت فرمودن
  • رخصت فرمودن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

فرموده آمدن . [ ف َ دَ / دِ م َ دَ ] (مص مرکب ) فرموده شدن . امر شدن . حکم شدن : مردم ولایت را فرموده آمده است تا کار حج راست کنند. (تاریخ بیهقی ). این نخستین خدمتی است که فرزند تو را فرموده می آید. (تاریخ بیهقی ). رجوع به فرمودن شود.


کلمات مرتبط

  • فرموده امدن
  • فرموده
  • فرموده شدن
  • کار فرموده
  • از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
  • جامه ٔ فرموده
  • راستی فرمودن
  • رجعت فرمودن
  • رخصت فرمودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات