معانی کلمه : راستی فرمودن
لغت نامه دهخدا
راستی فرمودن. [ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) به امانت و راستی فرمان دادن :
براستی رو پورا و راستی فرمای
کزین دو گشت محمد پیمبر مرسل.
براستی رو پورا و راستی فرمای
کزین دو گشت محمد پیمبر مرسل.
فرهنگ فارسی
بامانت و راستی فرمان دادن
