Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غویله

تلفظ بین المللی : /q1avˈileː/ تلفظ :‌ [q1av'ile:]
لغت نامه دهخدا
  • غویله سادات
  • غویله ناقد
  • غفیله
  • غوله
  • غوله دنگ
  • غویه
  • غویه زدن
  • غویهبن سلمی
  • غیله
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غویله . [ غ ُ وِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میربچه رامهرمز شهرستان اهواز که در 8هزارگزی باختری رامهرمز و 8هزارگزی جنوب شوسه ٔ رامهرمز به هفتگل واقعاست . دشت و گرمسیر است . سکنه ٔ آن 150 تن است که فارسی زبانند. آب آن از چشمه ٔ غویله تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است . راه آن در تابستان اتومبیل رو است . ساکنان آن از طایفه ٔ آل ابوخمیس اند. این آبادی از محلهای بند شیخ منصور، بند م...

کلمات مرتبط

  • غویله سادات
  • غویله ناقد
  • غفیله
  • غوله
  • غوله دنگ
  • غویه
  • غویه زدن
  • غویهبن سلمی
  • غیله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات