Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غویه زدن

تلفظ بین المللی : /q1ˈuːje zˈadan/ تلفظ :‌ [q1'u:je z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غوطه زدن
  • غویه
  • زینب الغزیه
  • ساس غوره
  • غایه الامال
  • غایه الامانی
  • غایه القصوی
  • غایه مافی الباب
  • غنیه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غویه زدن. [ ی َ / ی ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مسکه برآوردن. ( ناظم الاطباء ). روغن گرفتن. بیرون آوردن روغن بوسیله غویه یعنی چوب روغنکشی. ( از فرهنگ شعوری ج 2 ورق 190 ب ) ( اشتینگاس ). رجوع به غویه شود.

فرهنگ فارسی

مسکه بر آوردن روغن گرفتن

کلمات مرتبط

  • غوطه زدن
  • غویه
  • زینب الغزیه
  • ساس غوره
  • غایه الامال
  • غایه الامانی
  • غایه القصوی
  • غایه مافی الباب
  • غنیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات