معانی کلمه : غنج زدن
لغت نامه دهخدا
غنج زدن. [ غ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) غنج زدن دل برای چیزی یا کسی. سخت خواهان و آرزومند او بودن : دلش برای او غنج میزند.
فرهنگ معین
(غَ. زَ دَ ) (مص ل . ) بسیار مشتاق و آرزومند چیزی بودن .
فرهنگ فارسی
یا غنج دل کسی برای چیزی . سخت آرزومند بودن وی برای آن : دلم برای یک قاچ خربزه گرگان اصفهان غنج می زند .
