Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ غناج

تلفظ بین المللی : /q1anˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [q1an'AdZ]
لغت نامه دهخدا
  • غناجل
  • غناجی
  • غانجی
  • غنا
  • غنای
  • غنای گونه ای
  • غنایم
  • غنایی
  • غنج
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

غناج . [ غ ُ ] (ع اِ) کرشمه . (منتهی الارب ). ناز و غمزه . دَلال . غُنج . غُنُج . (اقرب الموارد).

غناج . [غ ِ ] (ع اِ) دخان نیل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بوی پیه که در خالکوبی برای سیاه کردن محل خالکوبی از آن استفاده میکنند. دخان النؤور الذی تجعله الواشمة علی خضرتها لتسود. (اقرب الموارد) (تاج العروس ) .

غناج . ...

کلمات مرتبط

  • غناجل
  • غناجی
  • غانجی
  • غنا
  • غنای
  • غنای گونه ای
  • غنایم
  • غنایی
  • غنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات