Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غلمان

تلفظ بین المللی : /q1ˈelmɑn/ تلفظ :‌ [q1'elmAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • غلمانسرای
  • غلامان
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
  • غلتانیدن
  • غلط غلطان
  • غلطان
  • غلطان غلطان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

غلمان. [ غ ِ ] ( ع اِ ) ج ِ غُلام. ( منتهی الارب ). جمع غلام است و غلام بر امرد اطلاق میشود. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). گاهی به معنی مفرد آید. ( از آنندراج ) : هرکه قربان تو غلمان نشود آدم نیست صدقت میشوم ای مثل تو در عالم نیست.میرنجات ( از آنندراج ). || خدمتکاران بهشتی به صورت امرد. ( ناظم الاطباء ). مخلوقی در بهشت به صورت امردان که در خدمت اهل جنت خواهند بود، اگر چه غلمان جمع است ولی فارسیان ب...

فرهنگ عمید

۱. پسران زیبارویی که در بهشت خدمتگذار زنان بهشتی خواهند بود: مگر لشکرگه غلمان خلدند / سرادقشان زده دیبای اخضر (ناصرخسرو۱: ۲۶۵ )، پادشاها کحل چشم حور و غلمان خاک تو / صدهزاران رحمت حق بر روان پاک تو (سلمان ساوجی: ۵۱۰ ).
۲. [قدیمی] = غلام

فرهنگ معین

(غِ لْ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جِ غلام . ۲ - پسران خوب روی بهشتی .

دانشنامه آزاد فارسی

غِلْمانجوانان خوبروی و خدمتکار بهشتی. مانند حور از مخلوقات بهشتی اند. در قرآن (طور، ۲۴؛ واقعه، ۱۷؛ انسان، ۱۹) به آنان اشاره شده است؛ البته در دو آیۀ اخیر، با نام و تعبیر «وِلدانٌ مُخَلَّدون» (جاودانه جوانان) از آن ها یاد شده است. در سورۀ انسان به مروارید پراکنده تشبیه شده اند و در سورۀ طور آنان را به مروارید مکنون، که از ترس دستبرد اجانب در گنجه نگهداری می کنند، تشبیه کرده است و این نشان از شدت زی...

فرهنگ فارسی

جمع غلام

دانشنامه عمومی

غِلمان جمع «غلام» است و به معنای پسران جوان و زیبا است که در بهشت همسر زنان بهشتی می شوند. غلمان در قرآن همانند حور به لؤلؤ مکنون تشبیه شده است یعنی قبلاً دستی به او نرسیده و چشمی آن را ندیده. پس غلمان همچون حور از مخلوقات بهشتی است زیرا بنی آدم در این تعریف دخیل نیستند که قبلاً چشمی آن را ندیده باشد.غلمان های (غلامها) بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند.این نوج...

مترادف و متضاد

غلامان ≠ حوران

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] غِلمان واژه ای قرآنی به معنای نوجوانان زیبا که در خدمت بهشتیان اند. در قرآن کلمه غلمان (غلام ها) یک بار و وِلدان (پسران) دو بار و همچنین عبارت خدمت کارانی جوان و جاودانی، یک بار به کار رفته است. مفسران درباره اینکه غلمان، مخلوقات بهشتی اند یا انسان های زمینی، اختلاف نظر دارند. برخی از آنها بر این باورند که غلمان فرزندان کافران اند که گناه و ثوابی برای آنها نوشته نشده است.واژه غِلمان جم...

کلمات مرتبط

  • غلمانسرای
  • غلامان
  • غلتان
  • غلتاندن
  • غلتاننده
  • غلتانیدن
  • غلط غلطان
  • غلطان
  • غلطان غلطان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات