معانی کلمه : غلطان
لغت نامه دهخدا
غلطان . [ غ َ ل َ ] (اِخ )قریه ای است در چهارفرسخی مرو. (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) چیزی که می غلتد غلتنده ۲ - در حال غلتیدن ۳ - هر چیز گرد و مدور یا مروارید غلتان . مروارید کاملا گرد .

غلطان . [ غ َ ل َ ] (اِخ )قریه ای است در چهارفرسخی مرو. (از معجم البلدان ).