Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غضاضه

تلفظ بین المللی : /q1azˈɑzeː/ تلفظ :‌ [q1az'Aze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غضاره
  • غضاض
  • غضاضت
  • غضاه
  • غضایه
  • غراضه
  • غماضه
  • غضغضه
  • غضوضه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غضاضة. [ غ َ ض َ ] (ع مص ) غضاضة کسی ؛ تازه روی گردیدن او. (منتهی الارب ) (آنندراج ). غضاضة شباب ؛ طراوت و تری و تازگی و جوانی . (از قطر المحیط). تازه شدن . (مجمل اللغة) (مصادر زوزنی ). تازگی . طراوت . (صراح ). || غضاضة طَرف ؛ فروخوابانیدن چشم را.(منتهی الارب ) (آنندراج ). غض . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || غضاضة بصر؛ منع آن از چیزی که دیدن آن حرام است . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || برداشت ...

فرهنگ فارسی

غضاضه کسی تازه روی گردیدن او کم گردیدن مرتبه کسی و بر افتادن از پایه خود

کلمات مرتبط

  • غضاره
  • غضاض
  • غضاضت
  • غضاه
  • غضایه
  • غراضه
  • غماضه
  • غضغضه
  • غضوضه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات