Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غضاضت

تلفظ بین المللی : /q1azˈɑzat/ تلفظ :‌ [q1az'Azat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غضاض
  • غضاضه
  • غضارت
  • غات
  • غات شدن
  • غاتفر
  • غاتفری
  • غارت
  • غارت زده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غضاضت . [ غ َ ض َ ] (ع اِمص ) خواری و ذلت و منقصت . رجوع به غضاضة شود : امیرالمؤمنین اعزازها ارزانی داشتی ... تا بشتابیم و به مدینة السلام رویم و غضاضتی که جاه خلافت را میباشد از گروهی اذناب ، آن را دریابیم و آن غضاضت را دور کنیم . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 73). اگر در این میان غضاضتی بجای این پادشاهان ما پیوست تا ناکامی دیدند نادر نیفتاد، و در این جهان بسیار دیده اند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 94). و لیک...

فرهنگ عمید

۱. فروخواباندن چشم.
۲. آهسته کردن آواز.
۳. تروتازه شدن گیاه یا چیز دیگر.
۴. تازه روی شدن.
۵. کم شدن قدر کسی و فروافتادن از مرتبۀ خود، خواری، ذلت، منقصت.

فرهنگ معین

(غَ ضَ ) [ ع . غضاضة ] (اِمص . )۱ - فرو خوابانیدن چشم . ۲ - تر و تازه شدن . ۳ - تازه روی شدن . ۴ - خواری . ۵ - نقصان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - خواری ذلت پستی ۲ - نقصان منقصت .

کلمات مرتبط

  • غضاض
  • غضاضه
  • غضارت
  • غات
  • غات شدن
  • غاتفر
  • غاتفری
  • غارت
  • غارت زده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات