Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : غرقه گشتن

تلفظ بین المللی : /q1ˈarq1eː ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [q1'aRq1e: g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • غرق گشتن
  • غرقه گشته
  • غره گشتن
  • غرقه
  • غرقه تن
  • غرقه خوست
  • غرقه ساحل
  • غرقه شدن
  • غرقه شده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

غرقه گشتن.[ غ َ ق َ / ق ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غرقه شدن. غرق گشتن. در آب فرورفتن. خفه شدن در آب و مردن : دلش غرقه گشته به آز اندرون پراندیشه بنشست با رهنمون.فردوسی.دل خاقانی از این درد، برون پوست بسوخت وز درون غرقه خون گشت و خبر کس را نی.خاقانی.خاک من غرقه خون گشت مگریید دگربس کنید از جزع ار اهل جزائید همه.خاقانی.آشنایان ره عشق در این بحر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده.حافظ....

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غرق شدن .

کلمات مرتبط

  • غرق گشتن
  • غرقه گشته
  • غره گشتن
  • غرقه
  • غرقه تن
  • غرقه خوست
  • غرقه ساحل
  • غرقه شدن
  • غرقه شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات