کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : علهج
تلفظ بین المللی :
/ˈaːlhadʒ/
تلفظ :
['a:lhadZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
علهجه
سابق العله
سهل العلاج
صعب العلاج
علاج
علاج دادن
علاج شدن
علاج ناپذیر
علاج پذیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
علهج. [ ع َ هََ ] ( ع اِ ) نام درختی است. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
کلمات مرتبط
علهجه
سابق العله
سهل العلاج
صعب العلاج
علاج
علاج دادن
علاج شدن
علاج ناپذیر
علاج پذیر
نظرات