Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صعب العلاج

تلفظ بین المللی : /saʔbˈɑlaʔlˈɑdʒ/ تلفظ :‌ [sa?b'Ala?l'AdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره
  • مرض صعب العلاج
  • صعب الحصول
  • صعب العبور
  • صعب القیاد
  • صعب المنال
  • صعب الوصول
  • صعب الصعود
  • تنگه صعب العبور
  • باریک راهی صعب العبور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

صعب العلاج. [ ص َ بُل ْ ع ِ ] ( ع ص مرکب ) دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجه آن دشوار باشد.

فرهنگ عمید

مرضی که به سختی معالجه می شود.

فرهنگ فارسی

مرضی که بسختی درمان پذیرد مقابل سهل العلاج : مثل بیماری که غده صعب العلاجش را عمل کرده اند نخود را راحت و سبک میدید .
دشوار درمان پذیر

فرهنگ فارسی ساره

بی درمان، سخت درمان، درمان ناپذیر


کلمات مرتبط

  • مرض صعب العلاج
  • صعب الحصول
  • صعب العبور
  • صعب القیاد
  • صعب المنال
  • صعب الوصول
  • صعب الصعود
  • تنگه صعب العبور
  • باریک راهی صعب العبور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات