Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عزیم

تلفظ بین المللی : /ˈaːzim/ تلفظ :‌ ['a:zim]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صادق العزیمه
  • عزیمت
  • عزیمت کردن
  • عزیمت گر
  • عزیمه
  • عزیمه خوان
  • عزیمه خواندن
  • عزیمه کردن
  • محکم عزیمت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عزیم . [ ع َ ] (ع ص ) دشمن سخت وقوی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِ) ج ِ عزیمة. (منتهی الارب ). رجوع به عزیمة شود.

عزیم .[ ع َ ] (ع مص ) آهنگ نمودن بر امر و دل نهادن . کوشش کردن . (از منتهی الارب ). عزم [ ع َ / ع ُ ] . معزم [ م َزَ / م َ زِ ] . عُزمان . عَزیمة. رجوع به عزم شود....

فرهنگ فارسی

دشمن سخت و قوی جمع عزیمه

کلمات مرتبط

  • صادق العزیمه
  • عزیمت
  • عزیمت کردن
  • عزیمت گر
  • عزیمه
  • عزیمه خوان
  • عزیمه خواندن
  • عزیمه کردن
  • محکم عزیمت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات