کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : محکم عزیمت
تلفظ بین المللی :
/mˈohkam aːzˈimat/
تلفظ :
[m'ohkam a:z'imat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محکم
محکم بستن
محکم شدن
محکم کار
محکم کاری
محکم کردن
محکم کمان
محکم کمانی
محکم کمانی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
محکم عزیمت. [ م ُ ک َ ع َ م َ ] ( ص مرکب ) استوارعزم. که عزمی راسخ دارد. که عزم او دگرگون نشود. با عزم راسخ : محکم عزیمت بود در پیروی خدای رب العالمین. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 310 ).
فرهنگ فارسی
استوار عزم
کلمات مرتبط
محکم
محکم بستن
محکم شدن
محکم کار
محکم کاری
محکم کردن
محکم کمان
محکم کمانی
محکم کمانی کردن
نظرات