معانی کلمه : عزایم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عزیمت#NAME?
= عزیمت
فرهنگ معین
(عَ یِ ) [ ع . عزائم ] (اِ. ) ج . عزیمه . ۱ - ارادة ثابت و محکم . ۲ - افسون ها و دعاهایی که بر بیماران برای شفا یافتن می خوانند.
فرهنگ فارسی
جمع عزیمت ۱ - افسون ها . ۲ - دعا هایی که بر بیماران خوانند تا شفا یابند .
جمع عزیمه به معنی اراده ثابت وموکد، افسونهاودعاهائی که بربیماران بخوانندبرایشفایافتن آنها
جمع عزیمت ۱ - افسون ها . ۲ - دعا هایی که بر بیماران خوانند تا شفا یابند .
جمع عزیمت ۱ - افسون ها . ۲ - دعا هایی که بر بیماران خوانند تا شفا یابند .
مترادف و متضاد
افسونها، اوراد
