Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عرق خوری

تلفظ بین المللی : /ˈaraq1 xˈori/ تلفظ :‌ ['aRaq1 x'oRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • عرقخور
  • عرق
  • عرق اصف
  • عرق افشان
  • عرق افشاندن
  • عرق الانجبار
  • عرق الجبال
  • عرق الجبین
  • عرق الحجر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عرق خوری. [ ع َ رَ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) عرق خوردن. ( از فرهنگ فارسی معین ). || باده نوشی. می گساری. ( فرهنگ فارسی معین ). || عمل عرق خور.
- گیلاس عرق خوری ؛ ظرفی شیشه ای یا بلوری یا چینی کوچک و ظریف که با آن عرق نوشند. ( فرهنگ فارسی معین ). ظرف خاص برای آشامیدن عرق. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

( ~ . خُ ) [ ع - فا. ] (حامص . ) می خواری ، می گساری ، نوشیدن نوشابه های الکلی .

فرهنگ فارسی

۱ - عمل عرق خوردن . ۲ - باده نوشی میگساری . یا گیلاس عرق خوری . ظرفی شیشه یی بلوری یا چینی کوچک و ظریف که با آن عرق نوشند .

کلمات مرتبط

  • عرقخور
  • عرق
  • عرق اصف
  • عرق افشان
  • عرق افشاندن
  • عرق الانجبار
  • عرق الجبال
  • عرق الجبین
  • عرق الحجر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات