کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عرق-افشاندن | کلماتور
معانی کلمه : عرق افشاندن
تلفظ بین المللی :
/ˈaraq1 ˈaːfʃˈɑndan/
تلفظ :
['aRaq1 'a:fS'Andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عرق افشان
عرض افتادن
عرق
عرق اصف
عرق الانجبار
عرق الجبال
عرق الجبین
عرق الحجر
عرق الحلاوه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عرق افشاندن. [ ع َ رَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) مرادف عرق ریختن. ( آنندراج ). خوی ریختن :
عرق افشاندی از رخ آب شد دلهای مشتاقان
قیامت میشود چون انجم از افلاک می ریزد.
میرزا صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مرادف عرق ریختن خوی ریختن
کلمات مرتبط
عرق افشان
عرض افتادن
عرق
عرق اصف
عرق الانجبار
عرق الجبال
عرق الجبین
عرق الحجر
عرق الحلاوه
نظرات