Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ صوقعه

تلفظ بین المللی : /sˌuːq1aʔˈeː/ تلفظ :‌ [s,u:q1a?'e:]
لغت نامه دهخدا
  • صوعه
  • صوقره
  • صومعه
  • صومعه بر
  • صومعه دار
  • صومعه داران فلک
  • صومعه داری
  • صومعه دل
  • صومعه زرین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

صوقعة. [ ص َ ق َ ع َ ] (اِخ ) (ذوالَ ...) وادی حمض است مر بنی ربیعه را. (معجم البلدان ).

صوقعه . [ ص َ ق َ ع َ ] (ع اِ) عمامه . || خرقه ای که زنان زیر معجر اندازند تا چرک نگیرد. || سخت جای حرب . || جای روغن از اشکنه . || میان سر و جای سپیدی آن . || (مص ) بر سر کسی زدن یا زدن او را. (منتهی الارب ).

( صوقعة ) صوقعة. ...

کلمات مرتبط

  • صوعه
  • صوقره
  • صومعه
  • صومعه بر
  • صومعه دار
  • صومعه داران فلک
  • صومعه داری
  • صومعه دل
  • صومعه زرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات