Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صمعاء

تلفظ بین المللی : /samʔˈɑ/ تلفظ :‌ [sam?'A]
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی
  • صمعان
  • صماء
  • ائمه ٔ صنعاء
  • صخره صماء
  • صقعاء
  • صعاء
  • صلعاء
  • صلعاءالنعام
  • صمحاء
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

صمعاء. [ ص َ ] ( ع ص ) تأنیث اَصمَع. خردگوش. ( منتهی الارب ). || شاة صمعاء؛ گوسپندی که گوش او با گوش آهو ماند. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). رجوع به اصمع شود. || ( اِ ) گوش خرد و لطیف منضم بسر و کرانه گردن. ( منتهی الارب ). || گیاه گوالیده تازه گرد و فراهم آمده باریک یا گیاه بهمی گوالیده پیش از شکفت غنچه آن. ( منتهی الارب ). المدملک المدقق من النبات او البهمی اذ ارتفعت قبل ان تنفقاً. ( قطر المحیط )....

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صَمعاء، حیوان فاقد گوش یا دارای گوش کوچک و غیر طبیعی است.صمعاء که مذکر آن «اصمع» می باشد در کلمات فقها وصف حیوان قربانی آمده و مراد از آن حیوانی است که در اصل خلقت فاقد گوش و یا دارای گوش کوچک و غیر طبیعی است. احکام مرتبطواژه یاد شده به مناسبت در باب حج به کار رفته است.← در حج ۱. ↑ تحریر الاحکام، ج۱، ص۶۲۵. ...wikifeqh: صمعاء...

کلمات مرتبط

  • صمعان
  • صماء
  • ائمه ٔ صنعاء
  • صخره صماء
  • صقعاء
  • صعاء
  • صلعاء
  • صلعاءالنعام
  • صمحاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات