معانی کلمه : صرف نظر
لغت نامه دهخدا
صرف نظر. [ ص َ ف ِ ن َ ظَ ] ( ترکیب اضافی ، اِمص مرکب ) چشم پوشی. اغماض.گذشت. تعمیة. غمض عین. رجوع به صرف نظر کردن شود.
فرهنگ فارسی
چشم پوشی
مترادف و متضاد
surrender (اسم)
واگذاری، سرسپردگی، تسلیم، صرفنظر
waiver (اسم)
چشم پوشی، لغو، ابطال، صرفنظر
