کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صحراگرد | کلماتور
معانی کلمه : صحراگرد
تلفظ بین المللی :
/sahrˈɑɡard/
تلفظ :
[sahR'AgaRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صحراگردی
صحرارود
صحرانورد
صداگردان
صداگردانی
صحرابر
صحراخرام
صحراخرک
صحرارو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
صحراگرد. [ ص َ گ َ ] ( نف مرکب ) بیابان گرد. || آنکه در بیابان گردد و کشت هاو مزارع را بپاید چهارپا ومردمان بدان گزند نرسانند. رجوع به صحراگردی شود.
فرهنگ عمید
بیابان گرد، صحرانشین.
فرهنگ فارسی
۱ - بیابان گرد صحرا نشین . ۲ - آن که در بیابان گردد و کشتها و مزارع را بپاید تا چارپا و مردمان بدان گزند نرسانند .
مترادف و متضاد
بادیهنشین، صحرانشین، صحرانورد ≠ شهرنشین
کلمات مرتبط
صحراگردی
صحرارود
صحرانورد
صداگردان
صداگردانی
صحرابر
صحراخرام
صحراخرک
صحرارو
نظرات