Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صبح چیده

تلفظ بین المللی : /sˈobh tʃˈideː/ تلفظ :‌ [s'obh tS'ide:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صبح
  • صبح اخرین
  • صبح ازل
  • صبح البزوی
  • صبح اولین
  • صبح بام
  • صبح بخیر گفتن
  • صبح تاب
  • صبح ثانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صبح چیده. [ ص ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ببامدادان از بوته یا درخت چیده. بسیار تازه. و آن بیشتر در مورد خیار استعمال شود: صبح چیده دارم خیار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ببامداد از بوته یا درخت چیده ( میوه ) بسیار تازه .

کلمات مرتبط

  • صبح
  • صبح اخرین
  • صبح ازل
  • صبح البزوی
  • صبح اولین
  • صبح بام
  • صبح بخیر گفتن
  • صبح تاب
  • صبح ثانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات