معانی کلمه : صبح اخرین
لغت نامه دهخدا
( صبح آخرین ) صبح آخرین. [ ص ُ ح ِ خ ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صبح دوم. بام دوم. صبح صادق :
بر خلاف صدق هرگز در هوایت دم که زد
کاولش آن دم چو صبح آخرین سودا نکرد.
بر خلاف صدق هرگز در هوایت دم که زد
کاولش آن دم چو صبح آخرین سودا نکرد.
فرهنگ فارسی
( صبح آخرین ) صبح دوم
