کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صبح-تاب | کلماتور
معانی کلمه : صبح تاب
تلفظ بین المللی :
/sˈobh tˈɑb/
تلفظ :
[s'obh t'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تا صبح
چراغ ظلم تا صبح نمی سوزد
چراغ هیج کس تا صبح نسوزد
شب تا صبح بیدار
از صبا تا نیما
تا تاریکی صبر کن
صبح
صبح اخرین
صبح ازل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صبح تاب. [ ص ُ ] ( نف مرکب ) تابنده بصبح. || ( ن مف مرکب ) آنچه یا آنکه در معرض تابش آفتاب باشد بهنگام صبح :
روزن جانت چو بود صبح تاب
ذره بود عرش در آن آفتاب.
نظامی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه یا آنچه در صبح تابد . ۲ - ( صفت ) آنکه یا آنچه به هنگام صبح در معرض تابش آفتاب باشد .
کلمات مرتبط
تا صبح
چراغ ظلم تا صبح نمی سوزد
چراغ هیج کس تا صبح نسوزد
شب تا صبح بیدار
از صبا تا نیما
تا تاریکی صبر کن
صبح
صبح اخرین
صبح ازل
نظرات