معانی کلمه : صاف سازی
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در نگاشتار رایانهای، صاف کردن خطوط دندانهدار و ناصاف بر روی نمایشگر
مترادف و متضاد
smoothing (اسم)
تسویه، هموارسازی، صاف سازی
فرهنگستان زبان و ادب
{antialiasing, dithering} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] در نگاشتار رایانه ای، صاف کردن خطوط دندانه دار و ناصاف بر روی نمایشگر
