Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صاف دل

تلفظ بین المللی : /sˈɑf dˈel/ تلفظ :‌ [s'Af d'el]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دل خود را صاف کردن
  • دلفین صاف
  • دلفین صاف جنوبی
  • دلفین صاف شمالی
  • صافی دل
  • صافد
  • صافولا
  • صاف
  • صاف اعتقاد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صاف دل. [ دِ ] ( ص مرکب ) صاف درون. صاف ضمیر. بی غل و غش. بی آلایش. رجوع به صاف درون و صافی دل و صافی ضمیر شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آن که باطنش پاک باشد صاف درون صاف ضمیر بی آلایش .

کلمات مرتبط

  • دل خود را صاف کردن
  • دلفین صاف
  • دلفین صاف جنوبی
  • دلفین صاف شمالی
  • صافی دل
  • صافد
  • صافولا
  • صاف
  • صاف اعتقاد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات