Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صابونیه

تلفظ بین المللی : /sˈɑbuːnˌije/ تلفظ :‌ [s'Abu:n,ije]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • صابونی
  • صابونی شدن
  • طعم صابونی
  • غاسول صابونی
  • صابونی همدانی عبدالوهاب
  • ابن صابونی
  • حافظ صابونی
  • حلوای صابونی
  • صابونه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صابونیة. [ نی ی َ ] (ع اِ) زوله . رجوع به زوله شود.

( صابونیة ) صابونیة. [ نی ی َ ] ( ع اِ ) زوله. رجوع به زوله شود.

فرهنگ عمید

گیاهی از تیرۀ میخک ها با ساقۀ راست، برگ های بزرگ، و گل های سفید یا صورتی. ساقه و برگ آن دارای مادۀ لعابی است و در آب کف می کند.

فرهنگ فارسی

۱ - منسوبه به صابون . ۲ - صابون فروش . ۳ - سازنده صابون . ۴ - پاکیزه شسته صابون زده . ۵ - شیرینیی است که از شکر سفید سازند . ۶ - نوعی زمرد تیره به رنگ صابون . ۷ - گیاهی است پایا از تیره میخکها که ارتفاعش بین ۴٠ تا ۸٠ سانتیمتر است . ساقه اش راست و برگهایش بزرگ و متقابل و دارای رنگ سبز زیبا است . گلهایش برگ و معطر و معمولا گلی رنگ ( گاهی سفید ) و شامل ۵ کاسبرگ به هم پیوسته و ۵ گلبرگ جدا و ۱٠ پرچم اس...

کلمات مرتبط

  • صابونی
  • صابونی شدن
  • طعم صابونی
  • غاسول صابونی
  • صابونی همدانی عبدالوهاب
  • ابن صابونی
  • حافظ صابونی
  • حلوای صابونی
  • صابونه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات