Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صابونی

تلفظ بین المللی : /sˈɑbuːnˌi/ تلفظ :‌ [s'Abu:n,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • صابونی شدن
  • صابونی همدانی عبدالوهاب
  • صابونی قزوینی
  • طعم صابونی
  • غاسول صابونی
  • ابن صابونی
  • حافظ صابونی
  • حلوای صابونی
  • فندوق صابونی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

صابونی .(اِخ ) اسماعیل بن عبدالرحمن بن احمدبن اسماعیل ، مکنی به ابی عثمان . رجوع به اسماعیل بن عبدالرحمن ... شود.

صابونی . (اِخ ) محمدبن احمدبن ابراهیم بن سلیمان الجعفی الکوفی ، مکنی به ابی الفضل صابونی . رجوع به محمدبن احمدبن ابراهیم بن سلیمان جعفی شود.

صابونی . (اِ) نباتی است از تیره ٔ قرنفلیان و از دسته ٔ میخ»ها...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که به کف صابون آغشته شده است.
۲. (اسم، صفت ) صابون ساز، صابون فروش.
۳. (زیست شناسی ) ویژگی هریک از گیاهانی که مانند صابون خاصیت پاک کنندگی دارند.

دانشنامه آزاد فارسی

گیاهان متعلق به جنس Saponaria از تیرۀ میخک. این گیاهان، یک ساله یا چندساله، پایا یا در پایه چوبی، با گل های صورتی، به ندرت سفیدرنگ، مجتمع در گل آذین دیهیم، کاسۀ استوانه ای و جامی با دو تیغۀ عمودی اند. از این جنس، هفت گونه در شمال، شمال غرب و برخی دیگر از مناطق معتدل کوهستانی ایران می روید. این گیاهان دارای مادۀ سمی ساپونین است و از آن ها به عنوان پاک کننده استفاده می شود. در زمان های گذشته از این ...

فرهنگ فارسی

۱ - منسوبه به صابون . ۲ - صابون فروش . ۳ - سازنده صابون . ۴ - پاکیزه شسته صابون زده . ۵ - شیرینیی است که از شکر سفید سازند . ۶ - نوعی زمرد تیره به رنگ صابون . ۷ - گیاهی است پایا از تیره میخکها که ارتفاعش بین ۴٠ تا ۸٠ سانتیمتر است . ساقه اش راست و برگهایش بزرگ و متقابل و دارای رنگ سبز زیبا است . گلهایش برگ و معطر و معمولا گلی رنگ ( گاهی سفید ) و شامل ۵ کاسبرگ به هم پیوسته و ۵ گلبرگ جدا و ۱٠ پرچم اس...

دانشنامه عمومی

صابونی (نام علمی: Saponaria officinalis) نام یک گونه از سرده صابونی است.
wiki: میخکیان است.
wiki: صابونی (سرده)

مترادف و متضاد

saponaceous (صفت)
لیز، صابونی، صابون دار

soapy (صفت)
صابونی، صابون دار

کلمات مرتبط

  • صابونی شدن
  • صابونی همدانی عبدالوهاب
  • صابونی قزوینی
  • طعم صابونی
  • غاسول صابونی
  • ابن صابونی
  • حافظ صابونی
  • حلوای صابونی
  • فندوق صابونی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات