معانی کلمه : ابن صابونی
لغت نامه دهخدا
ابن صابونی . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) محمدبن احمد. از مشاهیر ادبای اندلس . بمشرق بسیاحت شد و در اسکندریه به سال 604 هَ .ق . درگذشت .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:ابن فوطی شیبانی، عبدالرزاق (بغداد ۶۴۲ ـ۷۲۳ق)
wikijoo: ابن_صابونی
فرهنگ فارسی
کما ل الدین عبد الرزاق بن احمد مکنی به ابن فوطی از مشاهیر علمای حدیث و تاریخ و صاحب نظر در حکمت ( و . ۶۴۲ - ف . ۷۲۳ ه . ق . ) از آثار اوست : مجمع الاداب فی معجم الاسمائ علی معجم الالقاب در ۵٠ جلد درر الاصداف فی غرر الاوصاف در ۲٠ جلد تاریخ عالم از خلقت تا تخریب بغداد الحوادث الجامعه و التجارب النافعه فی المائ السابعه .
از مشاهیر ادبای اندلس
از مشاهیر ادبای اندلس
