معانی کلمه : شزره
لغت نامه دهخدا
شزرة. [ ش ُ رَ ] (ع اِمص ) سرخی چشم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به شزر شود.
( شزرة ) شزرة. [ ش ُ رَ ] ( ع اِمص ) سرخی چشم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شزر شود.
فرهنگ فارسی
سرخی چشم
