شفرة. [ ش َ / ش ُ رَ ] (ع ص ) کافی . (ناظم الاطباء). در متون دیگر دیده نشد.
شفره . [ ش ُ رَ / رِ ] (اِ) پلک چشم که مژگان بر وی روید. (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء).
شفرة. [ ش َ ف ِ رَ ] (ع ص ) زنی که او را شهوت در کرانه ٔ شرم بود ...
فرهنگ عمید
وسیلۀ آهنی لبه تیز که با آن پشت چرم و تیماج را می تراشند، گزان، گزن، نشگرده.
فرهنگ معین
(شَ رَ یا رِ ) [ ع . شفرة ] (اِ. ) ۱ - کارد بزرگ و پهن . ۲ - تیزی شمشیر.
فرهنگ فارسی
کاردبزرگ پهن، با آن چرم وتیماج رامیتراشند ( اسم ) ۱ - کارد بزرگ و پهن . ۲ - تیزی شمشیر . ۳ - افزار آهنین که دم آن تیز است و بدان پشت چرم را می تراشند نشگرده جمع : شفر شفار شفرات . نشکرده و ابزاری آهنین مر کفشگران را که چرم را بدان تراشند .