شرناق. [ ش َ / ش ِ ] ( ع اِ ) جسمی شحمی که در پلک بالایین چشم پیدا گردد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از قانون ابن سینا ص 69 ). اوراطیس. ( بحر الجواهر ). جسمی فزونی است همچو پیهی که با عصب بافته شده باشد و غشاء اندر روی کشیده بر ظاهر پلک بالایین پدید آید و علامت وی آن است که پلک سطبر شود و چشم به گرانی بر توان داشت و پیوسته چشم تر باشدو هرگاه که انگشت مسبحه و وسطی از هم...
فرهنگ فارسی
جسمی شحمی که در پلک بالایین چشم پیدا گردد .اوراطیس .
دانشنامه عمومی
شِرناق یکی از شهرهای کشور ترکیه است.شهر شرناق مرکز استان شرناق در جنوب خاوری آناتولی است.نام این شهر را به گمان، دگرگون شدهٔ واژهٔ فارسی «شهر نوح» دانسته اند. بر پایهٔ افسانه ها، کشتی نوح در کوهی در نزدیکی این شهر به زمین نشسته است.Turkey in holidayswiki: شرناق...