Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شناق

تلفظ بین المللی : /ʃanˈɑq1/ تلفظ :‌ [San'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شناقصه
  • شناقصی
  • شناقه
  • شناقی سفلی
  • قنات شناقی سفلی شیروان
  • دید و شناخت
  • دیرپایی گونه شناختی
  • دیرین آسیب شناسی
  • دیرین اقلیم شناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شناق . [ ش َ ] (ع ص ) دراز و طویل . مذکر و مؤنث و واحد و جمع در وی یکسان است . (از ناظم الاطباء). و رجوع به شِناق شود.

شناق . [ ش ِ ] (ع مص ) آمیختن مال کسی را به مال خود. (منتهی الارب ). مشانقة. آمیختن مال کسی را به مال خویشتن . (از اقرب الموارد).

شناق . [ ش ِ ] (ع مص ) گرفتن چیزی را از شَنَق و منه الحدیث : لا شن...

فرهنگ فارسی

دراز و طویل

کلمات مرتبط

  • شناقصه
  • شناقصی
  • شناقه
  • شناقی سفلی
  • قنات شناقی سفلی شیروان
  • دید و شناخت
  • دیرپایی گونه شناختی
  • دیرین آسیب شناسی
  • دیرین اقلیم شناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات