شرانق . [ ش َ ن ِ ] (ع اِ) به معنی شُرانِق . (منتهی الارب ). رجوع به شرانق شود.
شرانق . [ش ُ ن ِ ] (ع اِ) پوست مار که انداخته باشد. || جامه ٔ پاره . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).