شرف داشتن. [ ش َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) آبرو و عزت داشتن. دارای حرمت و ناموس بودن. بزرگواری و مرتبت داشتن. برتری داشتن : آسمان قدری که تا گشته وجودش بر زمین از وجود او شرف دارد زمین بر آسمان.امیر معزی ( از آنندراج ).تو آن شاهی که از شاهان به تو قدر وشرف داردنگین و تیغ و تاج و تخت و کلک و ملک و اسب و زین.امیر معزی ( از آنندراج ).ما شرف داریم و غیری نعمت از درگاه شاه رشک بردن بهر نعما برنتابد بیش از ا...
فرهنگ فارسی
آبرو و عزت داشتن دارای حرمت و ناموس بودن . بزرگواری و مرتبت داشتن .