معانی کلمه : شرف الدین
لغت نامه دهخدا
شرف الدین . [ ش َ رَ فُدْ دی ] (اِخ ) ابوطاهربن سعدالدین . رجوع به ابوطاهر... شود.
شرف الدین . [ ش َ رَ فُدْ دی ] (اِخ ) احمدبن موسی اربلی . رجوع به احمدبن موسی ... شود.
شرف الدین . [ ش َ رَ فُدْ دی ] (اِخ ) ابوشجاع ارسلان خان ثانی . رجوع به ارسلان ... شود.
فرهنگ فارسی
عیسی معظم بن سیف الدین ابوبکر سومین از سلسله ایوبیان دمشق ( جل. ۶۱۵ ه.ق ./ ۱۲۱۸ م . -ف. ۶۲۴ ه.ق ./ ۱۲۲۷ م . )
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šarafoddin) (عربی) موجب آبروی و اعتبار دین و آیین ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر .
