معانی کلمه : شادبخت
لغت نامه دهخدا
شادبخت. [ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش بخت. نیکبخت :
از رفتن مهد شرف خزران شود مهد کنف
بس شادبخت است آنطرف شادی شروان بادهم.
از رفتن مهد شرف خزران شود مهد کنف
بس شادبخت است آنطرف شادی شروان بادهم.
فرهنگ عمید
خوشبخت، نیک بخت.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: šād baxt) خوشبخت ، نیک بخت .
اسم: شادبخت (دختر) (فارسی) (تلفظ: š.-bakht) (فارسی: شادبخت) (انگلیسی: shad-bakht)
معنی: خوشبخت، نیک بخت
معنی: خوشبخت، نیک بخت
