معانی کلمه : شادباش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تبریک؛ تهنیت.
۲. (اسم) [قدیمی] روز بیستوششم از ماههای فلکی.
〈 شادباش گفتن: خوشباش گفتن؛ تبریک و تهنیت گفتن.
۱. تبریک، تهنیت.
۲. (اسم ) [قدیمی] روز بیست وششم از ماه های فلکی.
* شادباش گفتن: خوش باش گفتن، تبریک و تهنیت گفتن.
۲. (اسم ) [قدیمی] روز بیست وششم از ماه های فلکی.
* شادباش گفتن: خوش باش گفتن، تبریک و تهنیت گفتن.
فرهنگ فارسی
تبریک وتهنیت، امربه شادبودن، شادزی، خوش باش
۱ - ادات تحسین احسنت آفرین . ۲ - ( اسم ) تهنیت تبریک . ۳ - روز بیست و ششم از ماههای ملکی . ۴ - پول و نقل و گل و غیره که در جشن عروسی بسر عروس و داماد نثار کنند یا به مطربان و رقاصان دهند شاباش . ۵ - امراز شاد بودن شادمان زی . خرم باش .
۱ - ادات تحسین احسنت آفرین . ۲ - ( اسم ) تهنیت تبریک . ۳ - روز بیست و ششم از ماههای ملکی . ۴ - پول و نقل و گل و غیره که در جشن عروسی بسر عروس و داماد نثار کنند یا به مطربان و رقاصان دهند شاباش . ۵ - امراز شاد بودن شادمان زی . خرم باش .
مترادف و متضاد
شاباش
تبریک، تهنیت، مبارکباد ≠ تسلیت
۱. تبریک، تهنیت، مبارکباد
۲. شاباش ≠ تسلیت
congratulation (اسم)
تبریک، شادباش، تهنیت
felicitation (اسم)
تبریک، شادباش
واژه نامه بختیاریکا
شادی وا ورت
