Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : شاباش کردن

تلفظ بین المللی : /ʃˈɑbɑʃ kˈardan/ تلفظ :‌ [S'AbAS k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شاباش
  • شاباش گفتن
  • شادباش
  • شاماش
  • شابا
  • شادباش گفتن
  • شاباس پل امیل
  • شابان ـ دلماس ژاک
  • شا باش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

شاباش کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ( مخفف شاه باش یا شادباش ). شاه یا شادباش گفتن. تهنیت کردن. گفتن به داماد یا عروس یا حاکم نو یا تازه واردی شاه باش یا شادباش : بلیس کرد ورا دست بوسه و شاباش نشست پیش وی اندر به حرمت و تعظیم.سوزنی.|| توسعاً، نثار کردن زر و سیم و شکر و گهر بر سر عروس یا داماد یا پادشاه یا حاکم و تازه واردی بزرگ. و رجوع به شاباش شود....

فرهنگ فارسی

شاه یا شاد باش گفتن تهنیت کردن

کلمات مرتبط

  • شاباش
  • شاباش گفتن
  • شادباش
  • شاماش
  • شابا
  • شادباش گفتن
  • شاباس پل امیل
  • شابان ـ دلماس ژاک
  • شا باش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات