۱. شادی خوار، شادمان، خوشحال: باده شناس مایهٴ شادی و خرّمی / بی باده هیچ جان نشد از مایه شادخوار (مسعودسعد: ۵۴۲ )، تو شادی کن ار شادخواران شدند / تو با تاجی ار تاج داران شدند (نظامی۵: ۹۱۰ ).
۲. خوش گذران: به پیری و به خواری بازگردد / به آخر هر جوان و شاد خواری (ناصرخسرو: ۵۰۲ ).
۳. شراب خوار.