معانی کلمه : سگ سیرت
لغت نامه دهخدا
سگ سیرت. [ س َ رَ ] ( ص مرکب ) آنکه سیرت سگ داشته باشد و آن کنایه از رنجانیدن و گزیدن باشد. ( آنندراج ). گزنده. ( از ناظم الاطباء ) :
خرسر و خرس روی و سگ سیرت
خر گرفته بکول خیک شراب.|| گستاخ و بی ادب و درشت. ( ناظم الاطباء ).
خرسر و خرس روی و سگ سیرت
خر گرفته بکول خیک شراب.|| گستاخ و بی ادب و درشت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آنکه سیت سگ داشته باشد و آن کنایه از رنجانیدن و گزیدن باشد .
