Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سلحدار

تلفظ بین المللی : /sˈalhdɑr/ تلفظ :‌ [s'alhdAR]
لغت نامه دهخدا
  • سلاحدار، سلاحدار
  • سلیحدار
  • سلاحدار
  • سلاحداری
  • امیرخان سردار
  • سحار
  • سدار
  • سرادار
  • سالدار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سلحدار. [ س ِ ل َ ] ( نف مرکب ) آنکه سلاح بتحویل او باشد. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). مخفف سلاحدار : شحنه میدان پنجم تا سلحدار تو شدزخم او بر جسم جانی نه که جانی آمده است.سنایی.بلای خمار است در عیش مل سلحدار خار است با شاه گل.سعدی.تا جهان بوده ست فراشان گل از سلحداران خار آزرده اند.سعدی....

کلمات مرتبط

  • سلاحدار، سلاحدار
  • سلیحدار
  • سلاحدار
  • سلاحداری
  • امیرخان سردار
  • سحار
  • سدار
  • سرادار
  • سالدار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات