کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سدار
تلفظ بین المللی :
/sadˈɑr/
تلفظ :
[sad'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سدار اسپرینگز تگزاس
سدار بلاف الاباما
سدار ران پنسیلوانیا
سدار راپیدز
سدار راپیدز ایووا
سدار رپید نبراسکا
سدار ریج شهرستان توالومی کالیفرنیا
سدار سلوپ کالیفرنیا
سدار فالز ایووا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سدار. [ س ِ ] ( ع اِ ) پرده مانندی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شبه الکلة تعرض فی الخباء. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
پرده مانندی شبکه الکله تعرض فی الخبائ .
کلمات مرتبط
سدار اسپرینگز تگزاس
سدار بلاف الاباما
سدار ران پنسیلوانیا
سدار راپیدز
سدار راپیدز ایووا
سدار رپید نبراسکا
سدار ریج شهرستان توالومی کالیفرنیا
سدار سلوپ کالیفرنیا
سدار فالز ایووا
نظرات