سعتری . [ س َ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به سعتر که آویشن فروش را افاده میکند. (الانساب سمعانی ).
سعتری. [ س َ ت َ ] ( ص ) سعترباز است که زن چرمینه باز باشد. ( برهان ). سحاقه. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ). زنی که با آلت چرمین با زن دیگر جماع کند. ( غیاث ). رجوع به سعترباز شود. «معلوم نشد که سعتر در این لغت به چه معنی است ، چه سعتر به معنی تره ای که درویشان با نان ...
فرهنگ عمید
۱. زنی که با زن دیگر طبق بزند یا چرمینه به کار ببرد. ۲. زیباروی: در کوی ما که مسکن خوبان سعتری ست/ از باقیات مردان پیری قلندری ست (سنایی۲: ۳۷۴ ).
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص نسب . ) زن شهوت پرست ، زن هم جنس باز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - زنی که چرمینه بندد و با زن دیگر مجامعت کند . ۲ - بی باک دلاور . منسوب بسعتر که آویشن فروش را افاده میکند .
دانشنامه عمومی
سعترباز است که زن چرمینه باز باشد. (برهان ). سحاقه . (مهذب الاسماء) (دهار). .«معلوم نشد که سعتر در این لغت به چه معنی است ، چه سعتر به معنی تره ای که درویشان با نان خورند، اینجا مناسب نیست ...» (رشیدی ). سمعانی گوید:«السعتری ، هذه النسبة الی بیعالسعتر و هو شی من البقول یجف و یدق و یذر علی الاطعمة و یوکل ...». (انساب ورق 298a). در فرهنگ نظام آمده:«شاید ماخذ لفظ سعتری این است که در عربی سعتری به معن...
مترادف و متضاد
۱. بیباک، دلاور، شاطر، شوخ ۲. سعترباز، زن همجنسباز