Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرکله زدن

تلفظ بین المللی : /sarkˈaleː zˈadan/ تلفظ :‌ [saRk'ale: z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سروکله زدن
  • سرکله
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
  • سرکه با
  • سرکه جبین
  • سرکه دهی
  • سرکه شیرین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرکله زدن. [س َ ک َل ْ ل َ / ل ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) جنگ کردن به سرکله ، چنانکه جنگ قوچ و آهو. کنایه از حرکتی قریب به معارضه و برابری کردن با کسی. ( آنندراج ) : ناتوانی چون زند سرکله با نه آسمان چون برآید دانه ای سالم ز چندین آسیا.صائب ( از آنندراج ).چشمان یار بنگر و آن شوخ ابروان سرکله میزنند دو آهوی جنگیش.محسن تأثیر ( ازآنندراج ).|| کنایه از سعی کردن. ( آنندراج ). || برابری کردن. ( رشیدی ). و ر...

فرهنگ فارسی

جنگ کردن بسر کله چنانکه جنگ قوچ و آهو . یا کنایه از سعی کردن .

کلمات مرتبط

  • سروکله زدن
  • سرکله
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
  • سرکه با
  • سرکه جبین
  • سرکه دهی
  • سرکه شیرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات