Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرکله

تلفظ بین المللی : /sarkˈaleː/ تلفظ :‌ [saRk'ale:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • سرکله زدن
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
  • سرکه با
  • سرکه جبین
  • سرکه دهی
  • سرکه شیرین
  • سرکه فروختن
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

( سرکلة ) سرکلة. [ س َ ک َ ل َ ] ( ع مص ) نفی بلد کردن. تبعید کردن. اخراج کردن. ( دزی ج 1 ص 650 ).

سرکلة. [ س َ ک َ ل َ ] (ع مص ) نفی بلد کردن . تبعید کردن . اخراج کردن . (دزی ج 1 ص 650).

دانشنامه عمومی

سرکله، روستایی از توابع بخش رانکوه شهرستان املش در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان شبخوس لات قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۸ نفر (۶۳خانوار) بوده است.
wiki: سرکله

واژه نامه بختیاریکا

( سر کلِه ) افسار زینتی که معمولا بر مادیان بندند

کلمات مرتبط

  • سرکله زدن
  • سرکه
  • سرکه ای شدن
  • سرکه ای کردن
  • سرکه با
  • سرکه جبین
  • سرکه دهی
  • سرکه شیرین
  • سرکه فروختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات