کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرما-سرما-شدن | کلماتور
معانی کلمه : سرما سرما شدن
تلفظ بین المللی :
/sarmˈɑ sarmˈɑ ʃˈodan/
تلفظ :
[saRm'A saRm'A S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
در اثر سرما بی حس شدن
سرما زده شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
سرپا شدن
سرمه شدن
سرماسرما شدن
سرما
سرما خوردن
سرما ریزه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سرماسرما شدن. [ س َ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مقدمه تب از برای کسی پیدا شدن. لرزآمدن. به لرزه افتادن از سرما یا از بیماری و تب.
فرهنگ فارسی
مقدم. تب از برای کسی پیدا شدن . لرز آمدن . به لرزه افتادن از سرما . یا از بیماری و تب .
کلمات مرتبط
در اثر سرما بی حس شدن
سرما زده شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
سرپا شدن
سرمه شدن
سرماسرما شدن
سرما
سرما خوردن
سرما ریزه
نظرات