کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرپا-شدن | کلماتور
معانی کلمه : سرپا شدن
تلفظ بین المللی :
/sarpˈɑ ʃˈodan/
تلفظ :
[saRp'A S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرما سرما شدن
در اثر سرما بی حس شدن
سرما زده شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
سرپا
سَرپا
سرپا زدن
سرپا گرفتن
سرپا ایستادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سرپا شدن. [ س َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) اندک به حال آمدن از بیماری و قوت رفتاری و دست و پای حرکت بهم رساندن ، چنانکه گویند اندکی سرپا شده ام. ( آنندراج ). || ایستادن.
فرهنگ فارسی
اندک بحال آمدن از بیماری و قوت رفتاری و دست و پای حرکت بهم رساندن .
کلمات مرتبط
سرما سرما شدن
در اثر سرما بی حس شدن
سرما زده شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
سرپا
سَرپا
سرپا زدن
سرپا گرفتن
سرپا ایستادن
نظرات